21 مهر 1405 / ۰۱ جمادى الأولى ۱۴۴۸
شناسه خبر : 51924
سه شنبه 19 بهمن 1395 , 12:35
سه شنبه 19 بهمن 1395 , 12:35


اصلاحات واقعی، نه تسلیم در برابر مافیا و رانت!
علیرضا ضابطی سیستان
حافظکشی بهرسم دیوانگان!
غلامرضا صادقیان
یمن اگر این «اینشتین»ها را داشت!
جعفر بلوری
حکمرانی در آینه عهدنامه مالک اشتر
صدیقه شاکری
نوبت مجازات متجاوز نه تردید و مذاکره
محمد ایمانی
برادر محسن دستمریزاد!
حسین شریعتمداری
دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی
وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
محمدرضا الهی


چقدر دیر رسیدیم / عکس
قبل از اینکه برویم راهیان نور، رفتیم گلزار شهدای روستای یکن آباد. فامیلی های سه تا از شهدا، شبیه هم بود؛ احمدی. اسم پدر هر سه تاشان هم حاج عبدالله بود. فهمیدیم با هم برادرند.

به دوستم گفتم، دفعه ی بعد، بریم خونه ی این شهدا. هنوز قدم از قدم برنداشته بودم که کنار یکی از این شهدا، یک مزار دیدم؛ مزارحاج عبدالله احمدی.
به خودم امید دادم: خب می ریم سراغ مادرشون!
دو قدم رفتم بالاتر. کنار سومین شهیدشون، چشمام رو سنگ نوشته ی یه مزار خشک شد: «مادر شهیدان احمدی»...

منبع: مشرق


شهیدی که توفیقات موشکی امروز یمن مدیون اوست
سیدهفاطمه ساداتکیایی
دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»















